تبلیغات
من و تو و شیمی

من و تو و شیمی
به خدایی که تو را نیا فرید
همه چیزم در دیار اجنبی است
میوه های خونم و هر که از ریشه ی من نوشید
آتیه و رؤیاهایم ، و حتی سایه ی عشقم
عاطفه های بی
قرار
بخ ساحلهای روسپیان بلند بالا و نخل های بهاری کوچید
چرا با تو می مانم ای مادر کهن
که نمی دانم
چه وامی بر من داری ؟
سال هایم را هدر دادی
خونم را هبا کردی که بنوشند اجاره داران
جوانیم را در سوداهایم خیالی به گرو نهادی
عوض را به من
برات دوردستی دادی ، که مبلغش آرمان بود
اکنون در پایان راه دستم مثل فکرم سپید است
چه برایم ماند
جز غربت ناخواسته و دشنام از نورسیدگانی که ندانم چه حقی بر من دارند
؟
گاه در پروازهایم رایحه ی نیل را می شنوم
و گمشده ام را می بینم که در غرفه ی نامحرمان
به تماشای رود وقت می گذراند
انگار موقع دعای سفر شد
راهم را بگشا
دینی اگر دارم بستان
اگر می مانم نه برای توست
اگر می خوانم نه به درگاه تو
به خدایی است که هرگز تو را نیافرید




طبقه بندی: شعر،
[ پنجشنبه پانزدهم فروردینماه سال 1392 ] [ 09:51 ب.ظ ] [ محدثه ] [ نظرات
]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ دانشجویان شیمی کاربردی دانشگاه آزاد واحد علوم دارویی
نظر سنجی
آیا تمایل به راه اندازی مجدد وبلاگ ما دارید؟



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

.

دریافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar
گریزون